WwW.SkyClick.ir
POWERED BY2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تا 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از
خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.
10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.
17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.
19. در 24 ایالت آمریکا ضعف حنسی عامل اصلی طلاق است.
20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
21. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن متعلق به ملکه.
22. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.
23. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.
24. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.
25. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.
26. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.
27. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.
28. در منطقه کنورسویل ویسکانسین آمریکا، مردان در هنگام اوج لذت شهوانی (ارگاسم) همسرانشان حق تیراندازی ندارند.
29. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.
30. در اندونزی مجازات استمنا, مرگ است.
31. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.
32. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.
33. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.
34. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.
35. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
36. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.
37. در منطقه هستینگ نبراسکا, قانون می گوید هتلداران باید پیراهن سفید تمیز برای خواب به هر یک از مهمانان بدهند. هیچ زوجی هم حق ندارد تا قبل پوشیدن این لباس ها سکس داشته باشد.
38. در بحرین پزشکان حق ندارند در هننگام معاینه به آلت تناسلی زنان مستقیم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصویر آنرا در اینه ببینند.
39. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.
40. در منطقه ترمونتون یوتا در آمریکا, زنان حق سکس با مردان در آمبولانس را ندارند و در صورت انجام این کار گناهکار شناخته شده و نامشان در روزنامه محلی درج خواهد شد.
آرزوي يك خانم خوشگل
خانم زيبايي در مهماني شـلوغي دسـت از سـر انشـتين بر نميداشـت هر جاييكه ميرفت همراه او بود و مرتب از او تعريف مي كرد.اينشـتين سـر انجام مؤدبانه پرسـيد.
ــ خانم ممکن اسـت بفرمائيد با من چي كار داريد؟
ــ من آرزويي دارم كه مي خواهم شـما آنرا برآورده كنيد.
و بازوي انشـتين را گرفت و به گوشـهء خلوتي برد و گفت:
ــ اقاي انشـتين من دلم مي خواهد از شـما بچه دار شـوم.
ــ ازمن ؟ براي چي؟
ــ براي اينكه فكر ميكنم بچه ما اگر خوشـگلي را از من و هوش و نبوغ را از شما به ارث ببرد يک موجود استـثـنائي جهان خوا هد شـد.
اينشتين تحملي كرد وگفت:
ــ خانم آيا هركز فكر كرده ايد كه اگر آن كودک هوش شـما و شـكل مرا به ارث ببرد چه موجود بدبختي خواهد بود؟
مردي كه حسـاب نمي دا نسـت
وقتي انشـتين به دا نشـگاه پرينسـتون آمد روزي رئيس دانشآگاه او را به دفترش خواست و گفت:
ــ اقاي پروفسـر امروز مي خاسـتم درباره حقوق ماهانه با شـما صحبت كنم لطفا بفرماييد ماه چقدر ماهانه بشـما در نظر بگيريم؟
اينشتين چند لحظه تأمل كرد و گفت:
ــ من و زنم با ماهي هشـتاد و پنج دلار امورات مان ميگذرد
رئيس دانشـگاه با تعجب پذيرفت
روز بعد زن انشـتين هراسـان به دفتر او مراجعه كرد و خواسـتار ديدار وي شـد. رئيس او را پذيرفت و زن اسـتاد با پريشـان حالي گفت:
ــ آقاي رئيس ما فقط ماهي دوويسـت و پنجاه دلار كرايه خانه مي پردازيم.
ــ اما خانم عزيز شـوهر تان خودش اين مبلغ را پيشـنهاد كرد.
زن سـري با تاسـف تكان داد و گفت:
ــ آقا ... اين شـوهر بدبخت من اصلاً حسـاب سـرش نمي شـود. جمع و تفريق بلد نيسـت. صورت خرج خانه را من مينويسـم و جمع و تفريق ميكنم تازه اين در صورتي اسـت كه او گاهي از پول خورد هاي كه من قايم كرده ام كش نرود و براي خودش آب نبات چوبي و شـكلات كشي نخرد.
جهت يابي اسـتاد
اسـتاد انشـتين در خيابان اصلي دانشـگاه به داكتر«هارولد اوري» بر خورد. مدتي با هم حرف زدند و از كنفرانس آينده اسـتاد صحبت كردند. وقتي ميخواسـتند از هم جدا شـوند. ناگهان انشـتين پرسـيد.
ــ راستي اوري ما وقتي به هم رسـديم من از كدام طرف مي آمدم؟
ــ از طرف مقابل. براي چي؟
ــ خوب شـد خيالم راحت شـد.فهميدم كه ناهارم را خورده بودم و داشـتم بر ميگشـتم به دفترم.
کسب در آمد با نمایش تبلیغات
حداقل پرداختی ۵۰۰۰ تومان
واريز پورسانت هر هفته
هر كليك ايراني ثابت 50تومان !
امکان زیر مجموعه گیری و کسب درآمد مادام العمر
شمارش دقیق کلیکها
در این پست برای شما فالنامه ای قرار داده شده که شما میوانید با کلیک بر روی هر دکمه از آن یک فال دریافت گنید
روزی سوداگری بغدادی از بهلول سئوال نمود من چه بخرم تا منافع زیاد ببرم ؟
بهلول جواب داد : آهن و پنبه .
آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار نمود اتفاقآ پس از چند ماهی فروخت و سود فراوان برد باز روزی به بهلول
برخورد این دفعه گفت بهلول دیوانه من چه بخرم تا منافع ببرم بهلول ایندفعه گفت : پیاز بخر و هندوانه .
سوداگر این دفعه رفت و سرمایه خود را تمام پیاز خرید و هندوانه انبار نمود و پس از مدت کمی تمام پیاز و هندوانه های
او پوسید و از بین رفت و ضرر فراوان نمود فوری سراغ بهلول رفت و به او گفت در اول که از تو مشورت نموده گفتی
آهن بخر و پنبه نفعی برده ولی دفعه دوم این چه پیشنهادی بود کردی ؟
تمام سرمایه من از بین رفت.بهلول در جواب آن مرد گفت روز اول که مرا صدا زدی گفتی آقای شیخ بهلول و چون مرا
شخص عاقلی خطاب نمودی من هم از روی عقل به تو دستور دادم ولی دفعه دوم مرا بهلول دیوانه صدا زدی من هم از
روی دیوانگی به تو دستور دادم مرد از گفته دوم خجل شد و مطلب را درک نمود